Opinion-small2درپی حضور فایزه هاشمی، دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، در جمعی از بهاییان و دیدار با همبندی سابقش خانم فریبا کمالآبادی، غوغایی در محافل نظام به پا شد. رقیبان رفسنجانی فرصتی از نظر خودشان طلایی برای حمله به او و در واقع روحانی و اصلاحطلبان و برجام و ظریف و زبان انگلیسی و چیزهای دیگر پیدا کردند. در پی این جنجالها، رفسنجانی در گفتوگویی با روزنامه جمهوری اسلامی گفت که «فایزه اشتباه بدی کرده وباید آن را تصحیح وجبران کند».

رفسنجانی در مورد پسرش مهدی، که به اتهام فساد در زندان به سر میبرد، چنین چیزی نگفته است. معمولا آقایان به خودشان که میرسد از فساد مالی و ویژهخواری برداشت دیگری دارند و آن را نمیبینند. شاید فساد رقیبان را ببینند، اما چشمشان به روی خودشان کور است. ما مردم البته نمیدانیم که در پرونده این یا آن آقازاده یا عامل حکومتی چه آمده است و هر کس که بازی قدرت را باخته، به راستی چه کرده است. اما میتوانیم فکر کنیم که انبانی از چرک و کثافت وجود دارد، و هر گوشهاش که سوراخ شود، آن درون متعفن را جلوهگر میکند. برای هم پرونده که میسازند، بنابر اشرافی که به فساد همدیگر دارند، فقط به بهتان متوسل نمیشوند.

فائزه و مهدی هاشمی رفسنجانی − پدر درباره فائزه میگوید که کار بدی کرده، اما درباره مهدی چنین چیزی نمیگوید. کار داریم تا کار.

فائزه و مهدی هاشمی رفسنجانی − پدر درباره فائزه میگوید که کار بدی کرده، اما درباره مهدی چنین چیزی نمیگوید. کار داریم تا کار.

اما آقازاده داریم تا آقازاده. فایزه را مقایسه کنید با مهدی. ابتدا از چشم پدرش به او بنگرید: او خطا کرده است، چون هنجارشکنی کرده، مهدی اما نه. مهدی برده و خورده و یکجایی بازی را باخته، اما فایزه راه دیگری رفته و دنیای دیگری را ورای آقازادگی کشف کرده. ممکن است این هم بازی قدرت باشد، برای تطهیر خود و پا نهادن در زمین گسترده آینده. ممکن است چنین باشد، یا نباشد. اما نفس عمل او آزادیخواهانه است. رفتن به دیدار بهاییان و نشستن در کنار آنها، شکستن قوانین آپارتاید است.

قبلا هم بودند آقازادههایی که مسیر دیگری رفتند. همین جنتی آقازادهای داشته است از جنسی دیگر. در جریان جنبش سبز بسیاری از فرزندان عوامل و سینهچاکان حکومتی در صف معترضان قرار گرفتند. شکاف درون حکومتیان و طرفداران نظام تنها به صورت شکاف میان اصولگرا – اصلاحگرا نیست؛ شکاف اصلی شاید به صورت شکاف میان موجودات پوسیده، فاسد و قدرتطلب باشد و نسلی که نمیخواهد به شیوه پدران زندگی کند.

پیام این یادداشت این نیست که به آقازادههای آزادیخواه دلخوش کنیم. نه. پیام آن این است که شاد باشیم که آزادیخواهی و اخلاق هنوز آن جاذبه را دارد که عدهای را از اردوی فساد و تباهی گریزان کند و به سمت خود بکشد.